چهارشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۷

ورود کاربران

 

پیش از آنکه ببینم چطور می‌شود وارد دسته اول شد، باید به سه پرسش پاسخ دهیم:

  1. آیا انجام دادن کارها فقط به شخصیت و داشتن خصوصیاتی مثل انگیزه، قدرت تصمیم‌گیری، رهبری و بلندپروازی برمی‌گردد که برخی افراد دارای آن‌ها هستند و برخی نه؟

  2. و اگر شما انگیزه، قدرت تصمیم‌گیری و دیگر موارد لازم را در اختیار نداشته باشید، آیا می‌توان کاری برای رفع این مشکل انجام داد؟

  3. توانایی افراد در ایجاد اتفاقات و انجام کارها تا چه حد به تکنیک‌هایی قابل یادگیری و رشد بستگی دارد؟

شخصیت مهم است. اگر شما دارای قدرت اراده و انگیزه نباشید، هیچ تاثیری در رخ دادن اتفاقات نخواهید داشت. ولی به خاطر داشته باشید که شخصیت شما محصول طبیعت و تربیت شما است. شما با برخی خصوصیات زاده می‌شوید و تربیت، درس و مدرسه، آموزش و مهم‌تر از همه، تجربه شما را تبدیل به همان کسی که هستید می‌کنند.

تکنیک‌های دستیابی به نتایج، برای مثال برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، تفویض وظایف، ارتباطات، انگیزه‌بخشی و کنترل را می‌توان آموخت. ولی تاثیر و فایده این تکنیک‌ها هیچ‌وقت نمی‌تواند بیشتر از توانایی کسی باشد که از آن‌ها استفاده می‌کند.علاوه‌براین شما باز هم باید برای انتخاب تکنیک درست از تجربه خود، و برای استفاده مؤثر از تکنیک، از شخصیت خود، استفاده کنید.

بدین ترتیب شما برای تبدیل شدن به فردی که باعث رخ دادن اتفاقات و تاثیر در آن  می‌شود باید با استفاده از یک فرایند ادراک، مشاهده، تحلیل و یادگیری، مهارت‌ها و ظرفیت‌هایی را در خود به وجود آورده و رشد دهید. چهار عملی که باید انجام دهید به‌این‌ترتیب هستند:

  1. بفهمید چه چیزی باعث حرکت افراد موفق می‌شود – یعنی خصوصیات شخصیتی آن‌ها در انجام کارها چیست؛

  2. ببینید افراد موفق چه می‌کنند – یعنی به بررسی چگونگی کار آن‌ها و تکنیک‌هایی مورد استفاده‌شان بپردازید؛

  3. رفتار خود را تحلیل کنید (رفتار و نه شخصیت) و سپس این تحلیل را با مشاهدات خود از افراد موفق مقایسه کرده و ببینید چطور می‌توانید بهره‌وری خود را بهبود دهید؛

  4. تا جای ممکن در مورد تکنیک‌های موجود مدیریتی بیاموزید.

 

چه چیزی باعث حرکت افراد موفق می‌شود؟

نیازهایی که  عواملی کلیدی در انگیزه‌بخشی به مدیران هستند. این سه نیاز عبارت‌اند از:

  • نیاز به دستیابی به موفقیت؛

  • نیاز به قدرت (کنترل داشتن و تاثیرگذاری بر افراد)؛

  • نیاز به روابط گرم و نزدیک (پذیرش توسط دیگران).

همه مدیران کارآمد تا حدی این نیازها را دارند ولی مهم‌ترین نیاز در میان آن‌ها با فاصله زیاد، دستیابی به موفقیت است.

دستیابی به موفقیت مسئله اصلی است و به گفته مک‌کلاند افراد موفق دارای این خصوصیات هستند:

  • آن‌ها برای خودشان اهدافی واقع‌گرایانه ولی قابل‌دستیابی تعیین کرده و اهدافی ثانویه و «فراتر» (Stretch) هم در کنارش می‌گنجند

  • آن‌ها ترجیح می‌دهند در موقعیت‌هایی قرار گیرند که خودشان بتوانند در آن تاثیرگذار باشند و شانس و اقبال در آن‌ها نقش بالایی نداشته باشد.

  • توجه آن‌ها بیشتر به آگاهی یافتن از درست انجام دادن کارشان است تا به پاداش‌هایی که موفقیت به همراه دارد.

  • پاداش برای آن‌ها دستیابی به موفقیت است و نه پول یا تقدیر. این به معنای آن نیست که افراد موفق پول را رد می‌کنند بلکه درواقع پول برای آن‌ها، تا زمانی که در نظرشان معیاری واقع‌گرایانه برای سنجش عملکرد باشد، یک عامل انگیزه‌بخش محسوب می‌شود.

  • افراد بسیار موفق بیشترین کارایی را در موقعیت‌هایی دارند که بتوانند در آن با تلاش خود پیشرفت کرده و جلو بروند.

 

افراد موفق چه می‌کنند؟

افراد موفق همه یا تعدادی از کارهای زیر را انجام می‌دهند:

  • آن‌ها کاری که میخواند انجام دهند را برای خودشان تعریف کرده و برای انجام آن بازه زمانی سخت‌گیرانه ولی قابل‌دستیابی تعیین می‌کنند تا کار را در آن انجام دهند.

  • آن‌ها کاری که می‌خواهند انجام شود و زمانی که می‌خواهند کار تا آن زمان انجام شود را به روشنی انتقال می‌دهند.

  • آن‌ها آماده گفتگو در مورد چگونگی انجام کارها بوده، به دیگران گوش داده و پذیرای مشورت‌های آن‌ها هستند ولی هنگامی‌که در مورد مسیر کاری توافق حاصل شد، این افراد همان مسیر مورد توافق را پی می‌گیرند.

  • آن‌ها فقط به‌ جایی که می‌خواهند برسند فکر می‌کنند و پایداری و عزم خود را در برابر مشکلات نشان می‌دهند.

  • آن‌ها از خودشان عملکرد بالایی انتظار داشته و به همان میزان هم از همه افراد دیگر انتظار عملکرد بالا دارند. انتظاری که شاید سخت‌گیرانه به نظر برسد.

  • آن‌ها سخت کار می‌کنند و زیر فشار عملکرد خوبی دارند.

  • آن‌ها هیچ‌وقت به‌طور کامل از عملکرد خود راضی نبوده و همواره خود را در معرض پرسش قرار می‌دهند.

  • آن‌ها دست به ریسک‌هایی حساب‌شده می‌زنند.

  • آن‌ها بدون اینکه به شکل شخصی آسیب ببینند به‌سرعت از شکست‌ها و عقب‌افتادگی‌ها خارج شده و نیروها و ایده‌های خودشان را دوباره جمع می‌کنند.

  • آن‌ها در مورد کار شور و اشتیاق داشته و این شور و اشتیاق را به دیگران هم انتقال می‌دهند.

  • آن‌ها قاطع هستند، یعنی می‌توانند به‌سرعت موقعیت را جمع‌بندی کرده، راه‌های جایگزین را مشخص کرده، راه بهتر را تشخیص داده و به زیردستانشان کاری که باید انجام گیرد را انتقال دهند.

 

چگونه رفتار خود را تحلیل کنیم

اگر شما شاخصه‌ای نداشته باشید که بتوانید رفتار خود را در برابر آن بسنجید، تحلیل رفتارتان فایده چندانی نخواهد داشت. شما باید برای خودتان استانداردهایی تعریف کرده و اگر به آن‌ها دست پیدا نکردید، بپرسید چرا. جواب این سؤال باید کاری که لازم است در آینده [برای تکرار نشدن این وضعیت] انجام دهید را به شما نشان دهد.

سوالات اساسی که شما باید از خود بپرسید به‌این‌ترتیب هستند:

  • می‌خواستم چه کاری انجام دهم؟

  • آیا آن را انجام داده و تمام کردم؟

  • اگر بله، چرا و چگونه موفق شدم؟

  • اگر نه، چرا نه؟

هدف در اینجا استفاده مؤثر از تجربه خود است.

از لیست کارهایی که افراد موفق انجام می‌دهند برای سنجش رفتار و اعمال خود استفاده کنید. اگر عملکرد شما در حد آن‌ها نبود، از خودتان بپرسید دقیقاً کجای کار اشتباه شده و در مورد چگونگی غلبه بر این مشکل در آینده تصمیم‌گیری کنید. این کار همیشه آسان نیست. برای مثال پذیرفتن این امر ‌که خودتان شور و اشتیاق کافی نداشته‌اید کار دشواری است، ولی شما می‌توانید فکر کنید و ببینید آیا راه‌های بهتری برای نمایش و انتقال شور و اشتیاق خود به دیگران، و همراه کردن آن‌ها با خودتان، وجود دارد یا خیر.

 

یادگیری

شما باید از تعدادی مهارت و تکنیک مدیریتی آگاهی داشته باشید. مواردی که شما باید به آن‌ها توجه خاص داشته باشید بدین ترتیب هستند:

  • ارتباطات؛

  • کنترل؛

  • هماهنگی؛

  • تصمیم‌گیری؛

  • تفویض وظایف؛

  • رهبری؛

  • انگیزه‌بخشی؛

  • برنامه‌ریزی و اولویت‌بخشی؛

  • مدیریت پروژه.

 

نتیجه‌گیری

چنین فرایندی از مشاهده، تحلیل و یادگیری به شما کمک می‌کند تا بتوانید به فردی موفق در دستیابی به نتایج تبدیل شوید. بااین‌حال به خاطر داشته باشید که دستیابی به نتایج درنهایت به قول دادن – به دیگران و به خودتان – و عمل کردن به آن قول‌ها برمی‌گردد. رابرت تاونسند در کتاب خود سازمان را بالا ببرید یک پند عالی می‌دهد: «به قول‌ها عمل کنید. اگر از شما پرسیده شد چه زمانی می‌توانید کاری را انجام دهید، زمانی برای فکر کردن بخواهید.یک حاشیه امن برای خودتان در نظر بگیرید. تاریخی را اعلام کنید و بعد کار را زودتر از آن تاریخ انجام دهید.»

 

با تشکر

مدیرسازان

 

 

 

نظر خود را بیان کنید

ارسال نظر به عنوان مهمان

0
نظرات شما پس تایید مدیریت نمایش داده میشود.
  • نظری پیدا نشد

درباره ما

کسب و کار ما مشخص است . آموزش  و مشاوره مهارت های نرم مدیریت ، مهارت های کسب و کار و مهارت های هوش مالی تخصص ماست.

محصولات ما به صورت تالیف و ترجمه انواع کتاب ، خدمات مشاوره حضوری ،آموزش های آنلاین ، محصولات صوتی و تصویری ،کارگاه ها و سمینار ها ،عرضه می شود.

 

تماس با ما

آدرس : سعادت آباد - بلوار پاکنژاد - خیابان شهید صبحی - پلاک 2 - واحد 1

تلفن : 22149617-021

فکس : 22149540-021

پیامک : 30008810149617

ایمیل : Info{at}modirsazan.com

مدیرسازان در شبکه های اجتماعی